|
زلزله
در
شهری زلزله شد بیشتر اهالی شهر مردند. افرادی که باقی مانده بودند با عجله
شروع کردند به ساختن خانههایی که از استحکام لازم برخوردار نبود. بار دیگر
زلزله شد و این بار عدهّی زیادی مرده یا زخمی شدند. بازهم افراد شروع
کردند به ساختن خانهها با شیوهی قبلی! ولی شهردار جوانی که پدر و مادر
خود را در زلزله قبلی از دست داده بود مردم را در میدان شهر جمع کرد و گفت:
کسانی که نمیتوانند گذشته را به یاد آورند محکومند که آن را تکرار کنند.
بیایید از تجارب عبرت بگیریم و خانههایمان را قبرستان بچههایمان نکنیم.سخنان شهردار در دل شهروندان جای گرفت، از صبح فردا مردم برای تأیید نقشهی
خانهی ضد زلزله، در جلوی شهرداری صف کشیده بودند.

آمادگی
برای زلزله
درشهری زلزله آمده بود؛ تعداد زیادی از خانهها را خراب کرده و عدّهی
بسیاری مرده و مجروح گذاشت. همه گفتند آمادگی نداشتیم. بار دیگر زلزله
آمد؛ تعداد زیادی از خانهها را خراب کرد و عدّهای مجروح شدند باز اهالی
گفتند: آمادگی نداشتیم. بار دیگر زلزله آمد.این بار کسی نمرد و کسی نیز
مجــروح نشد چون مردم آن شهر و ساختمانهای آن شهر، آمادگی لازم را پیدا
کرده بودند.
خطرناک
ترین وضعیت
گفت: خطرناکترین وضعیت برای یک شهر چیست؟
گفتم: زلزله.
گفت: نه .
گفتم: بیماری وبا.
گفت: نه .
گفتم: خطر سیل.
گفت: نه .
گفتم: راهبندان .
گفت: نه .
گفتم: شیوع اعتیاد .
گفت: نه .
گفتم: وجود افراد جنایتکار .
گفت: نه .
گفتم: جواب سؤال را نمیدانم .
گفت: خطرناکترین وضعیت برای شهر، وجود شهروندان بیتفاوت است. آن ها
خانههایی میسازند که در مقابل زلزله استحکام ندارد، چنان بدون بهداشت
زندگی میکنند که در مقابل بیماری ها امان ندارند، در مسیری تفریح میکنند
که برای فرار از سیل زمان ندارند و چنان به آموزش وتربیت فرزندانشان
بیاهمیت میشوند که از انواع ناهنجاری های اجتماعی از جمله اعتیاد و جنایت
و دزدی امان ندارند .
تخریب
به زحمت میتوان شهر خوبی را ساخت اما میتوان در یک ساعت آن را از دست
داد. پس بایستی راههای نگهداری شهر از زلزله را نیز آموخت.
پیش
گیری
درست است که نمیتوانیم زلزله را پیشبینی کنیم ولی میتوانیم از
آسیبهای آن پیشگیری کنیم.
مگر
نمیدانند؟
پرسیدم: مگر شهروندان
نمیدانند زباله را رأس ساعت در نایلونهای سر بسته و تفکیک شده (کاغذ،
شیشه و...)بایستی در جلو منازل خود قرار بدهند ؟
مگر شهروندان نمیدانند با
رعایت نکردن قوانین راهنمایی و رانند گی جان خود و همشهریان خود را به خطر
می اندازند ؟
مگر شهروندان نمیدانند با
ریختن مصالح ساختمانی و سّد معبر باعث بروز مشکلات برای سایر همشهریان خود
می شوند .
مگر شهروندان نمیدانند
شهردار فقط یک نفر است و نمیتواند بدون مشارکت آن ها شهر را بسازد .
مگر شهروندان نمیدانند
زندگی در خانه ای که در مقابل زلزله ایمن نیست یعنی خود کشی جمعی.
مگر شهروندان نمیدانند
رعایت قانون در شهر تنها راه احترام به حقوق خود و دیگران است .
مگر شهروندان نمیدانند بعد
از مسابقهی فوتبال باید شاد برگردند نه پرخاشگر. |