دعای ورودی کتاب
خدایا من کار معلمی را با قلم عشق امضا کرده ام .خدایا من کار مدیــــریت مدرسه را با توکل به تو شروع کرده ام .خدایا من بار امانت بزرگ تربیت انسان ها را به امید یاری تو بر دوش کشیده ام .خدایا من به خوبی می دانم که شیطان به دنبال فریب من است .بر محمد و آل محمد درود بفرست و به من کمک کن مدرسه را به سمتی سوق دهم که رضایت تو در آن است .خدایا به من کمک کن تا انسان ها را از ظلمت به نور هدایت کنم .آمین یا رب العالمین
استاد پیری داشتم که برخی اوقات به او سرمی زدم . استاد متخصص تعلیم و تربیت بود و چند واحد درسی با او گذرانده بودم .
وقتی سؤال دانش آموز را مطرح کردم استاد لبخندی زدو گفت : شما که خودتان هم اطلاعات کافی دارید و هم تجربه ی کافی . از استاد خواستم بدون تعارف به من بگوید : مدرسه کجاست ؟ استاد گفت : زمانی به این سؤال می توانی جواب بدهی که به این سؤال پاسخ داده باشی که مشتریان مدرسه چه کسانی هستند ؟ درخواست مشتریان چیست ؟ مشتریان چه نیازی دارند و قرار است مدارس کدام نیاز آن ها را بر طرف کند و این که نقش تو در هدایت کشتی مدرسه چیست ؟ بعضی از مدیران در هدایت کشتی نقش ناخدا ،سکاندار وحتی پاروزنان را دارندولی توسعی کن کشتی را خودت طراحی کرده باشی تا فرزندان این مرز وبوم را به دست موجهای دریا نسپاری . یقین بدان هیچکس مانع خلاقیت تو در مدرسه نیست مگر سدهایی که در ذهن تو قرار دارد .
مشتری شناسی
مشتریان آموزش و پرورش به خوبی معلوم بودند . دانش آموز ، همکاران ، اولیاء ، جامعه ، جهان قرار بود دانش آموز در مدرسه بداند تا بتواند ، بتواند تا عمل کند ، عمل کند تا عادت نماید ، عادت کند تا باور داشته باشد که می تواند . قرار بود جامعه در مدرسه سرمایه گذاری کند تا انسان هایی در آن جا ساخته بشوند تا به توسعه آن کمک کنند ، درآمد ناخالص ملی آن را افزایش دهند ودانش آموزانی تربیت کنیم که ابتدا آینده را خلق کنند وسپس درآن زندگی کنند .... جهان از ما می خواهد که دانش آموزانی تحول آفرین پرورش دهیم .قرار بود به WTO بپیوندیم ، الگوهای اشتغال جدیدی را طراحی کنیم . انسان هایی جدیدی با روشهای فکری جدیدی تربیت کنیم . ولی نقش من در کشتی مدرسه چه بود؟ آیا به راستی می توانستم بگویم من طراح آموزشی ، رهبر آموزشی ، پیش برنده نظام آموزشی مدرسه هستم ، یا فقط نقش یکی از پاروزنان کشتی را داشتم که بلداست پارو بزند بدون آن که بداند دماغه ی کشتی به کدام طرف است . رؤیای صادقه
خسته و کوفته شب هنگام به خانه رسیدم ، دیر هنگام به رختخواب رفتم وآرام خوابم برد . ناگهان احساس کردم دریچه ای جلوی چشمان من باز شد و ندایی شنیدم که می گفت : «مشتری اصلی آموزش وپرورش خداســت ». ما قرار بود خدا را با تربیت انسان هایی خدا جو ، متقی ، اندیشمند و عاقل ، مؤدب ، معتقد به روز قیامت ، راهرو راستین راه انبیاء و اولیاء راضی کنیم. ولی راهی که می رویم از جمله تشویق برای کسب نمره ، رقابت برای درصد قبولی ، رقابت مدارس برای قبولی بیشتر در نمونه دولتی ، کنکور تیزهوشان و... مارا از راه اصلی بازداشته است .روز قیامت خداوند از هیچ مدیر مدرسه ای نخواهد پرسید درصد قبولی مدرسه ی تو چقدر بود ولی مطمئن هستم او خواهد پرسید با بهترین زمان عمر بندگان من چه کردید ؟ مدرسه را باز کرده ایم که انسان تربیت کنیم ولی درمسیری پیش می رویم که فقط حافظه ها را پرکنیم، رقابت ناسالم ایجاد کنیم و برای برنده شدن یکی، صدها بازنده به جامعه تحویل دهیم. ما همگی آزمون بزرگی را پیش روی داریم وآن آزمون خداوند است که به ما زندگی می دهد و نحوی زندگی کردن مــــا را می پرسد . به ما مسئولیت می دهد و از نحوه ی انجـــــام آن می پرسد ، به ما نعمت می دهد و از نحوه ی استـــفاده از آن می پرسد . به ما چشم و گوش و...می دهد و از نحوه بکارگیری آن ها می پرسد . به ما فرزند می دهد و از نحوه تربیت آن ها سؤال می کند . فقط کافی است بدانیم آزمون الهی بسیار نزدیک است و هیچ توجیهی از جانب او پذیرفته نیست چون او بزرگ ترین یاور را در کنار ما قرار داده است که هر لحظه می توانیم از این یاور کمک بگیریم و آن یاور چیزی نیست مگر عقل انسان و مدارس جایی است که می آموزد چگونه بیاندیشیم و چگونه زندگی کنیم و چگونه برا ی منزل بعدی توشه برداریموهدف اصلی آموزش و پرورش اسلامی کمک به انسان هاست که در این آزمون واقعی سر بلند بیرون بیایند .
آموزش و پرورشی که خـــــــدا می خواهد تعالی انسان هاست، شکوفایی استعدادهاست ، عمل به یافتـــه هاست . حـرمت به انسان هاست ، پیروی از تعالیم قرآن است .ولی روشهای موجود ما بر گرفته از نظام های آموزشی کشورهایی است که خودشان نزدیک به پنجاه سال است که این روش ها را کنار گذاشته اند .ما در رأس آموزش و پرورش به انسان های تحول آفرینی نیازمند هستیم که جرأت این گفتمان را داشته باشند که بگویند روشهای امروز ما را به مقصد نهایی که نجـــات انسان هاست نمی رساند.
ما نزدیک به چهل سال داشبورت جلوی پیکان را از طرف سمت راست باز کردیم چون فکر می کردیم این یک قانون است. بعد فردی پیدا شد و به ما گفت کهدر کشور سازنده ی پیکان به این دلیل سیم داشبورت در سمت راست ماشین است چون فرمان نیز درآن سمت قرار دارد . ما فرمان را به سمت چپ بردیم ولی داشبورت ماشین را از سمت راست بازکردیم وشاید در عرض این چند سال صدها نفر به این علت دیسک کمر گرفته اند چون مجبور بودند که دراز بکشند تا سیمی را در آن طرف ماشین بکشند. اگر محصولات وبروندادهای موجود سیستم آموزشی ما رضایت بخش نیست چاره ای نداریم جزء پاسخ به این سؤال که اگر خودمان امروز با تجارب خودمان قرار بود مدرسه ای را باز کنیم چه اقداماتی را انجام می دادیم .ما می دانیم که بسیاری از محفوظات به درد دانش آموز نخواهد خورد ولی همچنان ادامه می دهیم . ما می دانیم که بسیاری از دانش آموزان مهارت های زندگی را در مدارس ما نمی آموزند ولی باز ادامه می دهیم . ما می دانیم نظام ارزشیابی مدارس کارآمد نیست باز ادامـــــه می دهیم و هر بار همان نتیجه ی قبلی عاید ما می شود برای نتیجه ی جدید بهتراست روشهای جدیدی را که خــــدا می خواهد آزمون کنیم .یعنی کشف بندگان او و ایجاد ارزش افزوده درآنان . |